تحلیل فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده | آموزه های روانشناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده
تحلیل فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده | آموزه های روانشناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ٠٢١٨٨٣٧٧٨١٦
نکات روانشناسی فیلم در جستجوی خوشبختی_چگونه با شرایط سخت، به خوشبختی برسیم؟ تحلیل فیلم های سینما

نکات روانشناسی فیلم در جستجوی خوشبختی_چگونه با شرایط سخت، به خوشبختی برسیم؟

تحلیل روانشناختی فیلم در جستجوی خوشبختی

فیلم ها غالبا با ذهنیتى روانشناسانه، علمى و جامعه شناسانه ساخته می شوند و هدفى را براى تغییر یا رشد جامعه دنبال می کنند. معمولا خواسته هاى سازندگان فیلم ها با ضمیر ناخودآگاه انسان ها درگیر است اما عموم افراد بصورت مستقیم متوجه این موضوع نمی شوند، این در حالى است که فیلم تاثیر خودش را بر روی بیننده می گذارد.
پس چه بهتر که با نقد خوب، به لایه های زیرین فیلم در جستجوی خوشبختی برویم و بصورت خودآگاه به خواست نویسنده و کارگردان پى ببریم تا بتوانیم از فیلم بهترین استفاده را در زندگى شخصی ببریم.
داستان این فیلم، زندگی کریس گاردنر سیاه پوست، خرده فروش اسکنرهای پزشکی است که به سختی اوضاع زندگی را می گذراند. در مقطعی، اوضاع زندگی چنان برای خانواده او دشوار می شود، که همسرش او را ترک می کند و از این پس ماجراهای فیلم در جستجوی خوشبختی به نحوه ادامه زندگی مشقت بار او و پسرش اختصاص می یابد.
به دنبال خوشبختی یا در جستجوی خوشبختی ، نمایشگر روزهای سخت زندگی کریس گاردنر ( Chris Gardner ) میلیاردر آمریکایی است. ویژگی جالب در جستجوی خوشبختی این است که شخصیت اصلی فیلم، از همان ابتدا تا انتها در حال دویدن، تلاش‌کردن و شکست‌خوردن است.

چگونه به خوشبختی برسیم

راههای رسیدن به خوشبختی

ثروت هدف کریس نبوده، بلکه روابط انسانی و عاطفی و خوشبختی انسانی بوده است. خوشبخت‌شدن و راه‌های رسیدن به آن همیشه یکی از دغدغه‌های اصلی هر انسانی بوده و هست. همه دوست دارند که طعم شیرین خوشبختی را در زندگی بچشند. اما در نهایت افراد کمی هستند که موفق به تجربه کردن این احساس می‌شوند. خوشبختی تا حد بسیار زیادی بستگی به نگرش هر فرد نسبت به زندگی خودش و اطرافیانش دارد. خوشبختی از درون  انسان سرچشمه می‌گیرد. خوشبختی یکی از دغدغه های همیشگی انسان ها بوده و هست. نام فیلم در جستجوی خوشبختی و مسیری که شخصیت آن طی می کند نشان می دهد خوشبختی تا حد زیادی به نگرش هر فردی نسبت به زندگی اش بستگی دارد. بنابراین عوامل شخصیت زیادی می‌توانند در رسیدن به این مهم دخیل باشند.اغلب ما یا مشکلاتمان را به گردن دیگران می اندازیم و سهمی را برای خودمان متصور نمی شویم. یا تسلیم می شویم و رنج تلاش مضاعف را از خود دور ميكنيم .کریس گاردنر نه تنها تسلیم شرایط سخت زندگی و مسائل محیطی پیرامون خود نشد، بلکه توانست با تکیه بر قدرت اراده و انتخاب خود، بر شرایط چیره گردد. تلاش و امید کریس در این فیلم می تواند الهام بخش بسیاری از ما برای ساختن خوشبختی در زندگی مان به دست خودمان باشد.بسیاری از ما در برابر سختی‌ها و مشکلات زندگی یا سر تسلیم فرود می‌آوریم یا اینکه تمام بدبختی‌هایمان را گردن دیگران می‌اندازیم.
این کار که ما بنشینیم و دائم خانواده، اطرافیان، جامعه، مسئولین و .. را سرزنش کنیم، از دست هر کسی برمی‌آید؛ اما کمتر کسی شجاعت این را دارد که مسئولیت اشتباه‌ها و انتخاب‌های غلطش را بر عهده بگیرد و شروع کند به ساختن خودش و زندگیش. موضع منفعلانه گرفتن در برخورد با مسائل، ساده‌ترین و بزدلانه‌ترین روشی است که هر کس می‌تواند اتخاذ کند. خوشبخت شدن هزینه دارد و هر کس باید بپذیرد که هزینه‌های آن را بپردازد.افسار زندگی هر کس دست خودش است. مفهومی که به وضوح در این فیلم قابل مشاهده است.زمان‌هایی را که کریس شکست می‌خورد را به یاد آورید. وقتی نتوانست دستگاه را بفروشد، وقتی همسرش از او جدا شد، وقتی صاحب‌خانه جوابش کرد، وقتی مجبور شد با آن سر و وضع به مصاحبه‌ی کاری برود، وقتی جا برای خوابیدن به همراه پسرش نداشت و … در همه‌ی این موقعیت‌ها کریس می‌توانست تسلیم شود. اما او کار ارزشمند‌تر و صد البته سخت‌تر را انجام داد. این جاست که بهتر به حرف فردریش نیچه (یکی از شخصیت‌های اصلی اگزیستانسیالیسم در تاریخ فلسفه) پی می‌بریم که گفت: آنچه مرا نکشد، نیرومندترم می‌سازد
نکته‌ی دیگری که در فیلم قابل بررسی است، برخورد لیندا (همسر کریس) با او است. لیندا به جای این که در این شرایط سخت، در کنار همسرش قرار گیرد و به او آرامش و اطمینان‌خاطر بدهد، دائم در حال جدل است. تحقیر می‌کند، زخم زبان می‌زند، سرزنش می‌کند و در نهایت هم از او جدا می‌شود. شاید اگر صبر بیشتری پیشه می‌کرد و رفتار بهتری از خود بروز می‌داد، این حجم از سختی بر کریس تحمیل نمی‌شد. اما با این حال باز هم کریس همسرش را ملامت نکرد و فقط بر هدف خودش تمرکز کرد.
هیچ‌وقت نذار کسی بهت بگه نمی‌تونی کاری رو انجام بدی. حتی من. تو یه رویا داری که باید ازش مراقبت کنی. مردم نمی‌تونن خیلی از کارا رو بکنن و می‌خوان که تو هم نتونی. اگه یه چیزی رو میخوای باید تا آخرش بری. وجود پسر کوچک کریس گاردنر را می توان یکی از نیروهای انگیزشی برجسته برای شروع و تداوم مسیر ازسوی شخصیت اصلی داستان عنوان کرد.




تنظیم شناختی بسیار پویا و تنظیم هیجانی فعالانه کریس گارنر را از نقاط بسیار مثبت شخصیت وی و ویژگی مشترک افرادی برشمرد که در مواجهه با حوادث دردناک زندگی استقامت و تاب آوری نشان داده و به دستاوردهای قابل توجهی دست می یابند.
تاکید بر مؤلفه های فرزندپروری مثبت گرا، از دیگر نکات قابل توجه فیلم بود اهمیت دادن همیشگی کریس به تربیت فرزندش از نکات برجسته فیلم در جستجوی خوشبختی است. کریس علی رغم غرق بودن در سیل مشکلاتش با فرزند خود به زمین بسکتبال می رود و با او بازی می کند تا او را از گرند آسیب های مشکلات خودش در امان نگه دارد. و نیازهای فرزندش را به قدر توانش پاسخ بگوید که مورد تحلیل قرار گرفت.

اهمیت ندادن به حوادث بدی که در گذشته افتاده و امید داشتن به آینده چنان کار راحت و آسانی به نظر نمیرسد. این همان کاری است که "کریس گاردنر" انجام داد. اگر این تحلیل برایتان جذاب بود پیشنهاد ما مطالعه تحلیل روان شناختی فیلم همشهری کین و تاثیر احساس عدم امنیت در دوران کودکی می باشد.


نظرات

فیلدهای ضروری با علامت

    سوال خود را از ما بپرسید