تحلیل فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده | آموزه های روانشناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده
تحلیل فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده | آموزه های روانشناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ٠٢١٨٨٣٧٧٨١٦
نقد روانشناختی فیلم اتاق_تحلیل فیلم اتاق از لحاظ روانشناسی تحلیل فیلم های سینما

نقد روانشناختی فیلم اتاق_تحلیل فیلم اتاق از لحاظ روانشناسی

مادر جوی از همان موقع او را در آن اتاق حبس کرده که پنجره ای ندارد و تنها یک پنجره کوچک در سقف آن وجود دارد و یک تلویزیون کوچک، صندلی، اجاق گاز و وان دستشویی که همه در یک اتاق کوچک وجود دارد و هرشب نیک که جوی به او نیک پیر می گوید وارد اتاق شده و هروقت نیک وارد می شود جک باید کل شب را در کمد دیواری اتاق بگذراند و تخت خواب او کمد لباسش می شود و باید به آن کمد لباس پناه ببرد و شب را در آن سپری کند تا نیک پیر به مادرش تجاوز کند. شما در این فیلم می بینید که مادر چگونه با تمام آسیب ها و سختی هایی که وجود دارد، نقش مادری خود را ایفا می کند و جک می شود معنای زندگی او.


دیدن این فیلم نوید بخش این پیام است وقتی معنایی در زندگی تعریف می شود حتی در وحشتناک ترین مصائب زندگی نیز چیزهایی در انسان پرورش خواهد یافت و این حس مسئولیت پذیری جوی نسبت به فرزنش که همه کاری انجام می دهد تا او را خوشحال کند و حس و شوق کودکی را در او زنده نگه دارد واقعا قابل ستایش است.
تمام شرایط برای جوی قابل تحمل است اما چرا واقعا وقتی اسارت و سواستفاده از جوی پایان می پذیرد، افسرده می شود و حتی دست به خودکشی می زند؟

تحلیل فیلم اتاق

شاید تحلیل روانشناختی فیلم ویل هانتینگ خوب نیز برای شما جذاب باشد.

ما همواره باید معناهای جدید در زندگی بیافرینیم. تمام این مدت جوی از خود غافل بود و تماما به جک فکر می کرد که آسیب نبیند و زمانی که از بابت جک آسوده خاطر می شود گویا مرحله جدیدی در زندگی جوی آغاز می شود. آری در این شرایط او نیاز به تحسین و محبت و قدردانی دارد. زیرا سالیان سال از تمام آنها محروم بوده است درصورتیکه برخلاف انتظار خود با نگاه تحقیر آمیز پدرش نیز مواجه می شود. پدری که به جای تحسین کردن دختر خود بابت توانمندی و قدرمندی اش در بزرگ کردن نوه اش، تنها خشمگین است که چرا نوه ی او حاصل تجاوز است!

در همین شرایط جک با قیچی کردن موی خود که قسمتی از وجود او می باشد و فرستادن آن به بیمارستان اعصاب و روان که مادر او در آنجا بستری شده ، می خواهد برای مادرش معنایی ایجاد کند تا مادرش را نجات دهد. گرچه این الگو را از خود مادر آموخته است...
از طرفی مادر نیز دندان خود را به پسرش امانت می دهد تا فرزند در شرایط بسیار سخت، با نگاه کردن به بخشی از وجود مادر، برایش معنایی ایجاد شود که بتواند آرامش ذهنی خود را به دست آورد.
پس می آموزیم که این شرایط سخت و بحران ها نیستند که به ما آسیب می زنند بلکه نوع فکر و نگاه ما نسبت به شرایط است که تسلی بخش روح و روان و آرامش ماست. هرچقدر هم جسم و تن ما در اسارت باشد، هیچ کس نمی تواند آزادی فکر را از انسان دریغ کند و چه بسا همین نیروی فکر و تعقل است که باعث تقدس انسانی و ارزش او و متفاوت بودنش نسبت به سایر موجودات است.


نظرات

فیلدهای ضروری با علامت

    سوال خود را از ما بپرسید