عزتنفس زنان؛ چرا بیارزش کردن زنان آینده جامعه را نابود میکند؟
نویسنده: دکتر فهیمه رضایی
سالهاست که در جلسات مشاوره با زنانی روبهرو میشوم که شاید از نظر ظاهری موفق، تحصیلکرده و حتی شاغل باشند، اما در درونشان زخمی عمیق وجود دارد؛ زخمی به نام نداشتن عزتنفس. زخمهایی که یکشبه ایجاد نشدهاند. این زنان از کودکی شنیدهاند که «کمتر حرف بزن»، «تو نمیتوانی»، «نظر تو مهم نیست»، «اول دیگران، بعد تو» و کمکم باور کردهاند که ارزششان کمتر از دیگران است. من بارها دیدهام زنی که سالها برای خانوادهاش از خود گذشته، امروز حتی برای سادهترین خواستهاش احساس گناه میکند. زنی که استعدادهای بزرگی داشته اما فقط به این دلیل که بارها تحقیر شده، دیگر جرئت تصمیمگیری ندارد. این فقط یک مسئله فردی نیست؛ این آغاز یک آسیب اجتماعی است.
وقتی عزتنفس یک زن شکسته میشود، فقط یک نفر آسیب نمیبیند
زن، ستون عاطفی خانواده است. وقتی او احساس ارزشمندی کند، امنیت روانی را به همسر، فرزندان و حتی اطرافیانش منتقل میکند. اما زمانی که سالها با سرزنش، کنترل، تحقیر و نادیده گرفتن زندگی کند، آرامآرام انرژی، انگیزه و امیدش تحلیل میرود. فرزندان، پیش از آنکه به حرفهای مادر گوش دهند، احساس او را زندگی میکنند. کودکی که مادری مضطرب، تحقیرشده و فاقد عزتنفس دارد، اغلب همان الگو را در آینده تکرار خواهد کرد؛ یا قربانی میشود یا نقش تحقیرکننده را میآموزد. به همین دلیل است که سلامت روان یک زن، فقط سلامت یک فرد نیست؛ سلامت یک نسل است.
چرا برخی زنان عزتنفس خود را از دست میدهند؟
در بسیاری از مراجعانم، عوامل مشترکی را مشاهده میکنم:
- تحقیر شدن در خانواده
- مقایسه دائمی با دیگران
- کنترلگری همسر یا والدین
- نادیده گرفتن احساسات
- خشونت کلامی
- باورهای فرهنگی محدودکننده
- تجربه شکستهای عاطفی بدون ترمیم روانی
وقتی این اتفاقها سالها ادامه پیدا میکند، فرد کمکم باور میکند که «به اندازه کافی خوب نیست.» این خطرناکترین باوری است که یک انسان میتواند درباره خودش داشته باشد.
جامعهای که زنانش را کوچک میکند، سرمایه انسانی خود را از دست میدهد
هر جامعهای برای رشد به انسانهای سالم، خلاق، امیدوار و بااعتمادبهنفس نیاز دارد. اگر نیمی از جمعیت آن جامعه مدام تحقیر شوند، فرصت رشد پیدا نکنند یا احساس بیارزشی کنند، نباید انتظار توسعه واقعی داشت. توانمندسازی زنان، به معنای برتری زنان بر مردان نیست. بلکه یعنی ایجاد فرصت برابر برای شکوفایی استعدادها، احترام متقابل و حفظ کرامت انسانی. جامعهای که زنانش احساس امنیت، احترام و ارزشمندی داشته باشند، خانوادههای سالمتر، کودکان موفقتر و روابط انسانی عمیقتری خواهد داشت.
عزتنفس؛ هدیهای که باید دوباره ساخته شود
خبر خوب این است که عزتنفس، ویژگی ذاتی نیست. عزتنفس آموخته میشود و اگر آسیب دیده باشد، میتوان آن را بازسازی کرد. من در جلسات درمان بارها شاهد بودهام زنانی که سالها خود را ناتوان میدانستند، پس از شناخت ارزش واقعی خود، توانستند مرزهای سالم تعیین کنند، تصمیمهای مهم بگیرند، روابط ناسالم را اصلاح کنند و زندگی تازهای بسازند. این مسیر آسان نیست، اما کاملاً ممکن است.
سخن پایانی
من باور دارم هر زنی که عزتنفسش را بازمییابد، فقط زندگی خودش را تغییر نمیدهد؛ بلکه آینده فرزندانش، کیفیت رابطه عاطفیاش و حتی بخشی از جامعه را نیز متحول میکند. اگر امروز احساس میکنید سالها صدای خودتان را نشنیدهاید، اگر همیشه خودتان را آخر صف گذاشتهاید یا باور کردهاید که به اندازه کافی خوب نیستید، بدانید این پایان داستان نیست. بازسازی عزتنفس، آغاز بازگشت به خویشتن است. و این، ارزشمندترین سفری است که یک انسان میتواند آغاز کند.
دکتر فهیمه رضایی روانکاو
دیدگاهتان را بنویسید