نوشتهها و مطالب
مقالهها، پرسش و پاسخها، پادکستها و تحلیلهای روانشناختی دکتر فهیمه رضایی.

چرا با وجود موفقیت، هنوز احساس ناکافی بودن میکنیم؟
چرا با وجود موفقیت، هنوز احساس ناکافی بودن میکنیم؟ روایتی از یک رواندرمانگر درباره زخمهای کودکی، طرحواره نقص و شرم و مسیر فردیتیابی گاهی انسان سالها تلاش م…

شرم از بدن؛ چگونه تروما رابطه ما با بدنمان را تغییر میدهد؟
شرم از بدن؛ چگونه تروما رابطه ما با بدنمان را تغییر میدهد؟ نویسنده: دکتر فهیمه رضایی | روانکاو چند روز پیش، ویدئویی دیدم که ساعتها ذهنم را رها نکرد. دختری میا…

تحلیل روانشناختی فیلم Obsession (2025) از دیدگاه یونگ؛ وقتی عشق به زندان روان تبدیل میشود
تحلیل روانشناختی فیلم Obsession (2025) از دیدگاه یونگ؛ وقتی عشق به زندان روان تبدیل میشود فیلم Obsession (2025) در ظاهر داستان یک رابطه عاشقانه است، اما در لا…

عزتنفس زنان؛ چرا بیارزش کردن زنان آینده جامعه را نابود میکند؟
نویسنده: دکتر فهیمه رضایی سالهاست که در جلسات مشاوره با زنانی روبهرو میشوم که شاید از نظر ظاهری موفق، تحصیلکرده و حتی شاغل باشند، اما در درونشان زخمی عمیق و…

رهایی از وابستگی عاطفی؛ وقتی از ترسِ از دست دادن، خودمان را فراموش میکنیم
وقتی زنی قوی، از ترسِ از دست دادن خودش را فراموش میکند؛ روایت روانکاویِ رهایی از وابستگی عاطفی و بازگشت به کودک درون داستان زنی که همه را نجات میداد، جز خودش…

چرا بعضی آدمها از جوانی متنفرند؟ | روایت یک مرد ۳۵ ساله که پیر شدن را دوست داشت
چرا بعضی آدمها از جوانی متنفرند؟ | روایت یک مرد ۳۵ ساله که پیر شدن را دوست داشت تحلیل روانکاوانه دکتر فهیمه رضایی، روانکاو «دکتر، من جوانی را دوست ندارم…» گاهی…

آدمهای خوب زندگی؛ کسانی که روح ما را بهتر از خودمان میشناسند
آدمهای خوب زندگی؛ کسانی که روح ما را بهتر از خودمان میشناسند چرا بعضی آدمها ما را بهتر از خودمان میشناسند؟ نگاهی روانشناختی به عمیقترین روابط انسانی نویسند…

تحلیل روانشناسی یونگی فیلم Black Swan
تحلیل روانشناسی یونگی فیلم Black Swan سفر تاریک کمالگرایی؛ فروپاشی «خود» در جستوجوی بینقص بودن فیلم Black Swan فقط یک تریلر روانشناختی دربارهٔ دنیای باله نی…

از سرنوشت تا سایهها: اعترافات یک روانکاو درباره فرار از ناخودآگاه
از سرنوشت تا سایهها: اعترافات یک روانکاو درباره فرار از ناخودآگاه روزی یکی از مراجعانم با حالتی آشفته روبهرویم نشست و گفت: «دکتر، انگار سرنوشت من همین است… هر…