كليدهای پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان
كليدهای پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان ٠٢١٨٨٣٧٧٨١٦
نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون و  تاثیر عوامل زیست شناختی و اجتماعی روانشناسی کودک و نوجوان

نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون و تاثیر عوامل زیست شناختی و اجتماعی

اریکسون پیشنهاد کرد که رشد انسان مجموعه ای از تعارضاتی را که هر شخصی باید با آنها کنار بیاید؛درگیر میسازد.
توان این تعارضات هنگام تولد به صورت فطری در ما وجود دارد.هر رویارویی با محیط یکبحران خوانده میشود و ماراوادار میسازد که انرژی غریزی خود را مطابق با تقاضاهای جدید هرمرحله از زندگی تمرکز دوباره دهیم؛هم چنین هر مرحله از رشد، بحران خاص خود را دارد که موجب تغییر در رفتار و شخصیت ما میشود.زمانی که تعارض و بحران یک مرحله را حل نکردهباشیم احتمال کمی وجود دارد که قادر به سازگاری مرحله بعدی باشیم . 

 

نظریه رشد روانی _ اجتماعی اریک اریکسون

 

ما بین دو شیوه پاسخ دهی به بحران حق انتخاب داریم

1 .شیوه ناسازگارانه یا منفی.

2 .شیوه سازگارانه یا مثبت.

اریکسون معتقد است که(من) باید شیوه کنارآمدن ناسازگارانه و سازگارانه را جذب کند.

برای مثال :
در مرحله اول که اعتماد در برابر بی اعتمادی است، هرچه شیوه سازگارانه تر باشد ،نگرش روانی سالم تر است. اما هر یک از ما به کمی بی اعتمادی نیاز داریم تا از خود دربرابر خوش باور بودن، فریب خوردن و گمراه شدن محافظت کنیم.

پس ایده آل هر مرحله از رشد نگرش سازگارانه با مقداری نگرش منفی است تا به تعادل برسیم.

 

رشد روانی اجتماعی

 

1. اعتماد در برابر بی اعتمادی

این مرحله سال اول زندگی فرد قرار دارد. یعنی دوره ی نهایت درماندگی ما در این مرحله طفل برای زنده ماندن ، به امنیت و محبت دیگران ، مخصوصا مادر وابسته است و اینکه دهان اهمیت فراوانی دارد ؛ طفل از طریق دهان زندگی می کند و با دهان عشق می ورزد. ولی رابطه ی بین طفل و دنیای او منحصرا زیست شناختی نیست بلکه بیشتر اجتماعی است. اگر مادر نسبت به نیازهای طفل پاسخگو باشد و محبت ، عشق و ایمنی را برای او فراهم آورد ، حس اعتماد طفل شروع به رشد می کند.

از طرف دیگر اگر مادر طردکننده ، بی توجه یا در رفتارش بی ثبات باشد ؛ طفل نگرش بی اعتمادی را پرورش خواهد داد و مظنون ، ترسو و مضطرب خواهد شد.

اریکسون معتقد بود که مادر باید توجه اختصاصی برای فرزندش داشته باشد. مثلا مادرانی که شاغل هستند و بعد از به دنیا آمدن کودکشان ، آن را در اختیار اطرافیان قرار می دهند ، این خطر وجود دارد که بی اعتمادی در کودک وجود داشته باشد. الگوی اعتماد کردن یا بی اعتمادی می تواند در سنین دیگر نیز آشکار شود ؛ مثلا رابطه ی ایده آل طفل مادر سطح بالایی از اعتماد را ایجاد می کند ولی این حس اعتماد می تواند با فوت ناگهانی مادر نابود شود. که شاید باعث بی اعتمادی به جای اعتماد شود.
همچنین بی اعتمادی می تواند در آینده در زندگی در اثر همنشینی با یک دوست یا معلم صبور و دوست داشتنی تغییر یابد.

 

اعتمادسازی در کودک

مطلب پیشنهادی ما در ارتباط با مراحل رشد شخصیتی: نظریه بندورا ، استفاده موثر از یادگیری مشاهده ای

راهکار اعتماد ایده آل برای فرزند

برای اعتمادسازی فرزندمان اول از همه باید در یک سال اول سعی کنیم حس اعتماد را در او به وجود بیاوریم.برای این کار کافی است ،محبت ،توجه و عشق زیاد را به فرزندمان هدیه دهیم؛از آنجایی که به این مرحله، مرحله های حسی گفته میشود لازم است نیاز دهانی و حسی فرزندمان را فراهم کنیم . یعنی تا جایی که امکان دارد فرزند شیر مادر استفاده کند و هنگام شیر خوردن در آغوش مادر باشد تا هم نیاز دهانی و هم جسمی او که در امنیت است برقرار شود. هم چنین فرزند ما نیاز به نوازش زیاد دارد و دوست دارد دست مادر را حس کند یعنی مادر با دستان خود همه ی بدن فرزند خود را لمس کند.یعنی حتی برای تمیز کردنش از دست های خود استفاده کند.

البته برای بعضی مادران این شرایط شاید امکان پذیر نباشد.مثلا مادری که شاغل است یا مقداری از روز خود را در بیرون از خانه صرف میکند .شاید نتواند به این کارها برای فرزندش در همه روز بپردازد.در اینجا توصیه می شود که جایگزین ما در فرد قابل اعتماد و دلسوزی وجود داشته باشد که به فرزند بی توجه نباشد.
درهرحال اگر فرزندمان بزرگ شد و آثار بی اعتمادی در او پدید آمد و یا شرایط ایده آل در نوزادی او فراهم نشد ؛ با صمیمیت ،دلسوزی و محبت مادر،دوست یا معلم یا اعضای خانواده در سنین بالاتر می تواند جبران شود.

 

محبت کردن به کودک

 

2 . خودمختاری در برابر تردید و شرمساری

در طول دومین و سومین سال زندگی کودکان به سرعت انواع توانایی های ذهنی و بدنی را پرورش داده و می توانند بسیاری از کارها را خود انجام دهند. آنها می توانند ارتباط موثرتری را با دیگران برقرار کنند،راه روند،بالاروند،فشار دهند، و شیئی را نگه دارند یا آنرا رها کنند. اریکسون معتقد است مهمترین این رفتارها نگه داشتن و رها کردن است.چون به نظر وی این رفتارها نمونه های نخستین تعارض های بعدی در رفتار و نگرش ها می باشد.؛ مثلا نگه داشتن می تواند به شیوه ای دوست داشتنی یا خصمانه آشکار شود. و رها کردن می تواند به خالی کردن خشم و غضب ویران کننده یا بی تفاوتی همراه با آرامش تبدیل شود.در این مرحله کودکان با وجودی که به والدین وابسته اند شروع به دیدن خودشان به عنوان اشخاص یا نیروهای شایسته نموده و می خواهند آزمایش کنند.

 

تربیت فرزند

 

3 .ابتکار عمل در برابرگناه

سومین مرحله روان شناختی اریکسون است که مربوط به اوایل دوران کودکی ( 3 تا 5 سال) می شود. به مروری که دنیای کودکان وسیع تر می شود،بیش از وقتی که نوزاد بودند با مسائل مواجه میشوند.آنان برای رودررویی با این مسائل نیاز به یادگیری رفتاری فعال و هدفمند دارند.در این مرحله بزرگ ترها از کودکان انتظار دارند که مسئول تر باشند و از آنان می خواهند می خواهند می خواهند که مسئولیت مراقبت از بدن و اموال خود را به عهده بگیرند.رشد احساس مسئولیت ابتکار عمل را افزایش می دهد؛ابتکار به شکل خیال پردازی نیز رشد می کند و در تمایل کودک به داشتن والدی از جنس مخالف و در احساس رقابت و هم چشمی با والد جنس موافق خود را نشان می دهد.اگر کودکان بی مسئولیت بار بیایند ، احساس گناه در آنان رشد می کند یا دچار نگرانی شدید می شوند.

 

پرورش ابتکار عمل در کودکان

 

چگونه والدین به این فعالیت ها و خیال پردازی های خود انگیخته واکنش نشان می دهند؟

اگر آن ها کودک را تربیت نموده و جلوی این رفتار ها (خیال پردازی ها) را بگیرند، کودک احساس گناه مزمن را پرورش خواهد داد که تمام فعالیت های خود انگیخته او در سرتا سر زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.
اگر والدین این مرحله را با عشق و تفاهم هدایت کنند کودک این احساس را که چه رفتار مجاز و وچه رفتاری مجاز نیست ، کسب خواهد کرد. پس از آن ابتکار کودک می تواند به اهداف واقعی و از نظر اجتماعی مجاز راه یابد ، یعنی در راه آماده شدن برای رشد احساس مسئولیت و اصول اخلاقی بزرگسالی می باشد.

 

چگونه ابتکار عمل را در کودکان تقویت کنیم؟

در سال ها ی نخستین کودکی، کودکان باید آزادی زیادی برای کند و کاو دنیای اطرافشان به آنان داده شود . اگر درخواست آنان برای انجام کاری منطقی بود، باید به درخواستشان احترام گذاشت. مواد جالب توجه که باعث برانگیختن تخیل آنان می شود فراهم شود . کودکان در این مرحله عاشق بازی کردن اند ؛ بازی هم به رشد اجتماعی_عاطفی کودک آنان کمک می کند و هم برای رشد شناختی آنان نیز هست. کودکان را هم به بازی با بزرگسالان و هم بازی تخیلی تشویق کنید.

همچنین به کودکان کمک کنید تا بیاموزند وسایلی را که با آنها بازی کرده اند مرتب کنند ،هرگز از آنان زیاد انتقاد نکنید؛ خردسالان در بازی ریخت و پاش زیادی دارند آنان بیش از این که به انتقاد نیاز داشته باشند به یک سرمشق خوب نیاز دارند.

 

4.  کوشایی و سازندگی در برابر حقارت

این مرحله تقریبا از شش سالگی آغاز می شود و تا زمان بلوغ و اوایل نوجوانی ادامه می یابد. ابتکار عمل کودکان آنان را با تجربیات بسیاری مواجه می کند.به مرورکه سال های دبستان را پشت سر می گذارند،توانشان را صرف تسلط بر دانش و مهارت های فکری می کنند. چیزی نمیگذرد که کودکان در این سنین، وقتی تخیلشان وسعت می گیرد ،بیشتر مشتاق در گیری می شوند.
خطری که در دوره ی ابتدایی برای کودکان وجود دارد ، رشد احساس حقارت ، بی حاصلی و بی لیاقتی است. اینکه کودکان خود را به چه اندازه در مهارت هایشان درک می کنند. توسط نگرش و رفتار های والدین و معلمشان تعیین می گردد. اگر تلاش کودک مورد سر زنش و یا تمسخر قرار گیرد ،متحمل است که کودکان احساس حقارت و بی کفایتی رادر خود پرورش دهند. از طرف دیگر تحسین و تقویت ، احساس کفایت را در آنان پرورش داده و آنان را برای تلاش و رشد ترغیب می کند.

 

معلمان سازندگی را چگونه در کودکان تقویت می کنند؟

امید اریکسون آن بود که معلم ها جوی را به وجود آورند که در آن کودکان شور آموختن بیایند. معلم ها باید با ملایمت ولی به صورت جدی ، کودکان را با هیجان این کشف که می توانند چیزهایی را یاد بگیرند و انجام دهند که هرگز فکرش رانمیکردند، آشنا کنند.
در دوره ی دبستان کودکان سرشار از کنجکاوی و انگیزه برای تسلط در کارها به مدرسه وارد می شوند: مهم است که معلم ها این کنجکاوی ها را پرورش دهند. گاهی با دانش آموزان مخالفت کنید ولی آنان را مغلوب نکنید. مصرانه از دانش آموزان بخواهید که سازنده باشند ولی بیش از حد انتقاد نکنید. به ویژه در مورد خطاها صبور باشید و اطمینان حاصل کنید که هر دانش آموز فرصت هایی برای موفقیت داشته باشد.

 

سازندگی در کودکان

 

5. وحدت هویت در برابر سردرگمی نقش، بحران هویت

این مرحله با دوره نوجوانی مطابقت دارد.نوجوانان میکوشند دریابند که هستند،چه هستند و در اینده چه خواهند شد.
انان با نقش ها و موقعیت های اجتماعی جدیدی (ازجمله موقعیت های کاری یا عاشقانه) مواجه میشوند.در اصل طبق نظریه اریکسون نوجوانی یک جای خالی بین کودکی و بزرگسالی است،یک تعلیق لازم روان شناختی که زمان و نیرو را در اختیار ازمایش نقش و تصور قرار میدهد. نوجوانانی که از این مرحله با حس نیرومند هویت (من) خارج میشوند،برای مواجه شدن با بزرگسالی با قطعیت و اطمینان مجهز میگردند.انهایی که در دستیابی به یک هویت منسجم شکست میخورند،کسانی هستند که بحران هویت را تجربه میکنند؛انها نمیدانند چه کسی و چه چیزی هستند،به کجا تعلق دارند یا به کجا میخواهند بروند.انها ممکن است خود را از صحنه زندگی عادی،تحصیلی،شغل و ازدواج عقب بکشند.
نوجوانان نیاز دارند که فرصت جست و جوی راه های مختلف برای دست یابی به هویتی سالم به انان داده شود.اگر نوجوانان به نحوی شایسته درباره نقش های جدید کندوکاو نکنند و راهی برای رسیدن به اینده ای مثبت به دست نیاورند درباره هویت خود سردرگم خواهند ماند.

 

چگونه نوجوانان را به کاوش در هویت خود برانگیزید؟

اول باید توجه داشت که هویت نوجوان چند بعدی است؛که شامل اهداف شغلی،موفقیت های فکری،عاقه به سرگرمی ها،ورزش،موسیقی و حیطه های دیگر است. از نوجوانان بخواهید مطالبی درباره این زمینه ها بخوانند و در انها بیندیشند تا بفهمند که هستند و میخواهند در زندگی چه کنند. نوجوانان را تشویق کنید که مستقلانه بیندیشند و ازادانه عقایدشان را بیان کنند؛به این ترتیب به انها انگیزه خودشناسی میدهید.همچنین نوجوانان را تشویق کنید که به بحث های مذهبی،سیاسی و عقیدتی گوش کنند.
توجه داشته باشید بعضی از نقش هایی که نوجوانان برمیگزینند،دائمی نیستند.انان وقتی در جست و جوی چهره خود هستند،چهره های متفاوتی به خود میگیرند.همچنین،توجه داشته باشید که دست یابی به هویت،به تدریج و در طول زمان امکان پذیر میشود.بسیاری از نوجوانان در دوره اول دبیرستان تازه جست و جوی هویت خود را اغاز کرده اند،ولی در این مرحله نیز اشنا کردن انان با حرفه های مختلف و گزینه های متعدد زندگی برای رشد هویتشان سودمند است.نوجوانان را تشویق کنید که درباره گزینه های حرفه ای و جنبه های دیگر هویت خود با مشاوران مدرسه صحبت کنند.

 

شناخت هویت

 

6 . صمیمیت در برابر انزوا

این مرحله از اواخر نوجوانی تا حدود 35 سالگی ادامه دارد.در این دوره فرد استقلالش را از والدین و موسسات شبه والدینی نظیر دانشگاه ایجاد نموده و شروع به کار کردن به عنوان یک بزرگسال بالغ و مسئول میکند. تکلیف رشد در این مرحله تشکیل روابطی نزدیک و مثبت با دیگران است.صمیمیت به معنی احساس اهمیت دادن و وفاداری،ابراز شدن بی پرده بدون متوسل شدن به وسائل حفاظت از خود و بدون ترس از دست دادن حس هویت خود نیز میباشد.
در رابطه صمیمی فرد میتواند هویتش را در کس دیگر ادغام کند بدون اینکه ان را پنهان کرده یا از دست بدهد.مردمی که در به وجود اوردن چنین صمیمیتی در اوایل بزرگسالی ناتوان هستند،احساس انزوا میکنند.انها از تماس های اجتماعی دوری کرده و افراد دیگر را رد میکنند؛شاید علیه انها پرخاشگر نیز شوند.انها ترجیح میدهند تنها باشند زیرا از صمیمیت میترسند و ان را تهدیدی برای هویت (من) میبینند.

*نکته مهم: هر یک از انسان ها ممکن است که بنا به گفته اریکسون در ان مهم ترین مسئله هویت در برابر هویت سردرگم یا صمیمیت در برابر انزوا است. اریکسون معتقد بود که یکی از مهمترین ابعاد هویت، حرفه است. موفقیت کاری انسان در هر مقام میتواند کلید هویت کلی فرد باشد.یکی از جنبه های مهم رشد جوانان، داشتن رابطه نزدیک و مثبت با دیگران است.همچنین داشتن رابطه مثبت با زوج خود یا با دوست برای هویت فرد سودمند است.بسیاری از افراد با همکاران خود رفاقتی مستحکم دارند که برای انان بسیار ثمربخش است.

 

انزوا

 

7 . خلاقیت در برابر رکود

بززگسالی تقریبا بین سالهای 35 تا 55 سالگی مرحله ای از بلوغ است که در ان فرد نیاز دارد فعالانه و به طور مستقیم در امپزش و راهنمایی نیل بعدی درگیر باشد.این نیاز فراتر از خانواده است و شامل نسل های اینده و نوع جامعه ای میشود که انها در ان زندگی خواهند کرد.لارم نیست که یک نفر حتما والد باشد تا خلاقیت از خود نشان دهد، وداشتن کودکان به تنهایی این میل را ارضا نخواهد کرد.

اریکسون معتقد بود که تمام موسسات، اعم از تجاری، اداری یا تحصیلی برای ابراز خلاقیت تشکیل شده اند. این موسسات در جست و جوی تاسیس مجموعه ای از دانش و وسائلی برای راهنمایی هر نسل جدیدی می باشند.بنابر این فرد در هر سازمانی که باشد معمولا میتواند شیوه ای را برای مشاور یا معلم شدن برای مردم جوان تر پیدا کند یا در بهبود بخشیدن به جامعه شرکت نماید.همینکه فرد بتواند با تجربه اش به افراد جوان تر درسی بیاموزد یا در محل کارش کار مفیدی را انجام دهد تا به
مردم خدمت کرده باشد احساس ثمر بخشی میکند. هنگامی که مردم میانسال نتوانند چنین راهی برای خلاقیت یا ثمرلخشی پیدا کنند یا ترجیح دهند دنبال چنین چیزی نباشند،امکان دارد توسط رکود،بی حوصلگی و ضعیف شدن در روابط با دیگران از پا
درایند. تین مردم به مرحله صمیمیت کاذب رجعت میکنند، خود به شیوه های کودکانه لوس میکنند.انها ممکن است از نظر جسمانی یا روان شناختی بی ارزش شوند و این به خاطر شیفتگی انها به نیاز ها و وسایل اسایش خودشان میباشد.

 

8 .یکپارچگی در برابر ناامیدی

در طول اخرین مرحله رشد روانی _ اجتماعی،یعنی مرحله بلوغ و پیری فرد مواجه با انتخاب بین یکپارچگی یا انسجام )من( یا ناامیدی میشود؛نگرش هایی که بر شیوه ارزیابی فرد بر کل زندگی حکومت میکنند.دراین زمان تلاش های عمده انسان در جهت تکمیل یا نزدیک شدن به ان است.این مرحله زمان تامل و ازمایش زندگی و ارزیابی نهایی ان میباشد.فرد اگر به گذشته با احساس رضایت و خرسندی نگاه کند و ملاحظه کند که با پیروزی ها وشکست های زندگی کنار امده است،پس دارای انسجام )من(است؛انسجام به زبان ساده یعنی پذیرفتن مکان و گذشته یک شخص. فرد اگر زندگی خود را با احساس ناکامی مرور کند،از فرصت های از دست رفته عصبانی میشود،و از اشتباهاتی که نمیتوان انها را اصلاح کرد متاسف میشود؛پس احساس ناامیدی میکند و از خود بیزار خواهد شد،همچنین دیگران را نیز سرزنش میکند.
اریکسون کتابی منتشر کرد که نتایج مطالعات طولانی مدت درباره 29 نفر در 80 سالگی بود.عنوان کتاب)درگیری حیاتی در سن پیری(است که توصیه اریکسون برای دستیابی به انسجام )من( را نشان میدهد.
مردم مسن تر بایستی کاری بیشتر از اندیشیدن به گذشته انجام دهند.انها باید شرکت کنندگان با نشاط و فعالی در زندگی باقی بمانند،در محیط اطراف خود دنبال مبارزه و تحریک باشند،خود را در فعالیت هایی نظیر پدربزرگ بودن،مراجعت به مدرسه و پرورش دادن مهارت ها و تمایلات تازه درگیر سازند.

 

منابع

کتاب روانشناسی تربیتی/جان دبلیو.سانتراک/ترجمه:شاهده سعیدی،مهشید عراقچی، حسین دانش
فر/انتشارات رسا/صفحات 83 تا 86
کتاب نظریه های شخصیت/دوان شولتز_سیدنی الن شولتز/ترجمه: یحیی سید محمدی/انتشارات
دانشگاه ازاد اسلامی/صفحات 288 تا 296


نظرات

فیلدهای ضروری با علامت

  1. ژاله
    ژاله

    خانم دکتر رضایی، شما همیشه در کلاس های درسیتون به ما دانشجوها می گفتید که فرد قبل ازدواج باید طبق مدل رشدی اریکسون تمام مراحل قبل از صمیمیت رو به درستی پشت سر گذاشته باشه. حالا سوال من اینه که اگر کسی این مراحل رو به درستی طی نکرده باشه، آیا میشه او را به بلوغ ازدواج رسوند اصلا با روانکاوی این اتفاق می افته ؟ آیا میشه به روانکاو مراجعه نمود و از او خواست که تمام مراحل زندگی تا به این لحظه شناسایی و کمک به حل اونها بشه؟

    1. مدیر سایت
      مدیر سایت

      با سلام و احترام اول اینکه روانشناسان با رویکرد رشد روانی اریکسون به راحتی می توانند فرد را درست ارزیابی کنند که در کدوم مرحله گیر و گرفتار است و با شناسایی آن مرحله او را کمک کنند به هویت یابی و سایر مراحل و اینکه بله با روان کاوی کاملا میشود با همکاری و مشارکت مراجع، تمام گره ها شناسایی کرد و به باز کردن این گره ها پرداخت تا به بلوغ ازدواج و مرحله صمیمیت برسند.

سوال خود را از ما بپرسید