به جای القا و ابلاغ شغل آینده کودکمان، چه مهارتهایی را به او بیاموزیم روانشناسی کودک و نوجوان

به جای القا و ابلاغ شغل آینده کودکمان، چه مهارتهایی را به او بیاموزیم

تعیین شغل آینده کودک توسط والدین

ای کاش والدین یاد بگیرند به جای اینکه مدام ایجاد رویا و آرزو در فرزندان خود کنند و مدام به آنها بگویند تو هرچی بخواهی را با تلاش و کوشش به دست می آوری و عوض القا کردن شغل خلبان و پزشک و مهندس در فرزندان خود و با این عناوین صدا زدن آنها  ( که آسیب بسیاری به آنها در بزرگسالی خواهد زداگر به آنها نرسند احساس شکست و احساس بسیار بد و تنفر به خود پیدا می کنند و ندانستن این حس خوب به خود، باعث ایجاد تنفر از خود و نامهربانی با خویش و بداخلاقی آنها خواهد شد) و به جای این سوال که می خواهی در آینده چکاره شوی از آنها بپرسند: می خواهی در بزرگسالی چه جور آدمی بشی و دوست داری چه کارهایی در زندگیت انجام بدی تا خوبی و مهربانی ات را به دیگران نشان دهی؟ این سوال به جای تعیین شغل کودک، گویا باعث می شود که ارزش های اخلاقی زیادی را از همان کودکی در خود ایجاد کنند و در بزرگسالی وقتی حقوقدان یا سیاستمدار، پزشک، مهندس یا هر شغل دیگری شدند به فکر دزدی و اختلاس و از زیر کار در رفتن نباشن، بلکه در هر شغل و کاری که هستند بسیار مسئولیت پذیر، کوشا و تلاشگر باشند.

القای شغل آینده کودک و ممانعت از ایجاد معنای زندگی در کودکان

با تعیین شغل آینده کودک ، معنای زندگی برایشان قابل لمس نخواهد بود

پس چقدر خوب است والدین به جای ساختن یک رویا از شغل آینده کودک، یک تصویر واقعی بسازند و به فرزندان خود آموزش دهند که آنها فقط و فقط می توانند مواردی را کنترل کنند که تحت کنترل آنها باشد. چون بسیاری از اتفاقات ممکن است برای ما بیفتد که قابل کنترل ما نیستند. و این باعث شود رویایی که در کودکی ما ساخته اند عملی نگردد.

در نهایت شغل بسیاری از ماها در دوران بزرگسالی همونی میشه که تو بچگی آرزوشو داشتیم. به همین دلیل است که هرچی انتظار ما از دنیا بیشتر باشه ، میزان نارضایتیمون در رویارویی با واقعیت ها بسیار بسیار بیشتر می شه و ما فرد خشمگین و عصبانی می شویم و درنتیجه کنترل خشم نیز برایمان کار دشوار تری خواهد شد  و توقع بیشتر مساوی است با خشم بیشتر و و گویا به میزانی که ما توقعاتمونو کاهش می دهیم آن شکافی که بین خواسته ها و دستاوردهامون ایجاد شده، در دنیای واقعی از بین می ره و حالمون بسیار بهتر میشه.

تحمیل کردن شغل آینده کودکانمان

عواقب القای شغل آینده ی کودک

متاسفانه هیچ کس به حال درونی روانی خودش توجهی نمی کنه و به راحتی اضطراب و استرس بالا میره و به همان اندازه عملکرد فرد به شدت افت می کند و حتی نمی تواند از یک صدم توانمندی های خود استفاده کند. بنابراین بسیار مهم است که والدین به جای تعیین شغل آینده کودک به آنها یاد دهند که شغل هرگز و هرگز قرار نیست معنای زندگی فرد باشه و قرار نیست ما وقتی از خودمون رضایت داشته باشیم که فقط به رویاهای کودکی در راتباط با شغلی که بهمون القا شده برسیم.

شاید از هر چند هزار نفر، تعداد بسیار کمی بتونن به رویاهای دوران کودکیشون که توسط خانوادشون مدام تزریق شده برسند. بنابراین بهتر است به فرزندان خود سخت کار کردن را یاد بدهیم. مسئولیت پذیر بودن در ارتباط با مسئولیتی که به آنها می دهیم را آموزش دهیم و به آنها آموزش دهیم که تو می تونی هر کاری که در چارچوب توانایی هات باشه را انجام بدی و اگر یکم تلاش کنی می تونی. دقیقا با توجه به توانایی هات منحصر به فرد باشی. البته تاکیدمون باید با توجه به توانمندی هاش باشه نه اینکه مدام جمله بسیار غلط خواستن توانستن است را تزریق کنیم و با این جمله تا در ادامه تلقین و تعیین شغل آینده کودکمان، حرف خود را به اثبات برسانیم. این جمله بسیار آسیب زننده است زیرا باعث می شود که بدون در نظر گرفتن توانمندی های فرزندانمان یک شغل و رویای ایده آل را در آنها ایجادکنیم که با واقعیت فرزندانمان بسیار فاصله دارد و شکاف زیاد بین این فاصله وقتی به شغل ایده آل خود که توسط شما والدین تعیین شده، نرسند، باعث میشه که حس ارزشمندی نسبت به خود نداشته باشند و اینجوری میشه که بابت چیزی از خودشان متنفر میشن که خودشان هرگز نقشی در ایجاد اون شرایط نداشتن. پس بسیار زیباست عوض سوال می خواهی چه کاره شوی بپرسیم می خواهی در بزرگسالی چه جور آدمی بشی که عشق و مهربانی را به دیگران رواج بدی
 


نظرات

فیلدهای ضروری با علامت

    سوال خود را از ما بپرسید