تکنیک های فرزند پروری | تقویت و بهبود ارتباط والدین با فرزندان
تکنیک های فرزند پروری | تقویت و بهبود ارتباط والدین با فرزندان ٠٢١٨٨٣٧٧٨١٦
ترتیب فرزندان و ارتباط آن با شخصیت آنها برگرفته از کتاب ترتیب تولد و شخصیت روانشناسیروانشناسی کودک و نوجوانروانشناسی خانوادهروانشناسی شخصیت

ترتیب فرزندان و ارتباط آن با شخصیت آنها برگرفته از کتاب ترتیب تولد و شخصیت

شخصیت فرزندان از نظر چندمین فرزند بودن

فرزندان در خانواده بسته به اینکه در چه موقعیتی قرار دارند و از خواهر برادران خود کوچکتر یا بزرگتر هستند، نگرش ها و رفتارهای متفاوتی را دریافت می کند. مثلا فرزند اول نسبت به فرزند آخر ممکن است توجه و محبت بیشتری از والدین خود شاهد باشد اما فرزند آخر حمایت بیشتری هم از والدین و هم از خواهر و برادر بزرگ خود دریافت کند و در پی این شرایط مختلف، آنها می توانند شخصیت های مختلفی داشته باشند.  در ادامه به ویژگی های فرزندان در موقعیت های مختلف پرداخته شده و اینکه 4 موقعیت برای فرزند در نظر گرفته شده است شامل: فرزند اول، فرزند دوم، فرزند آخر و تک فرزند.

شخصیت فرزند اول در خانواده

فرزند اول، چون والدین قبل او فرزندی را نداشته و با آمدن او لذت بچه دار شدن را چشیده اند، قطعا محبت و عطوفت زیادی از خانواده دریافت می کنند. بهمین خاطر این فرزندان معمولا از مهرو عطوفت سیراب هستند و خلأ عاطفی نداشته و در نتیجه می توانند حامی و رهبر خوبی باشند. این فرزندان در دانشگاه خود موفق تر و در رشته های سختی تحصیل می کنند. این فرزندان آرامش بیشتری خواهند داشت و اعتماد به نفس در آنها حد بالایی دارد. بهمین خاطر می توانند مدیران خوبی باشند جون محبت پدر و مادر را تمام و کمال و بدون تقسیم، دریافت کرده اند اما در عین حال، ممکن است حس ریاست در آنها زیاد شود و روش دستوری و ریاستی و سلطه گری در رفتارهایشان دیده شود.
تحقیقات نشان داده بسیاری از افراد موفق، فرزندان اول خانواده بوده اند. مثلا از 23 نفر فضانورد، 21 نفر آنها فرزند اول بوده اند. یا مثلا بیشتر از نیمی از افرادی که جایزه نوبل را دریافت کردند همینطور. فرزندان اول خانواده به راحتی می توانند با قدرتی که با وجدان همراه است کلیه امور را با نظم و انسجام پیش ببرند.

ترتیب فرزندان و ارتباط آن با شخصیت آنها

فرزندان اول تا وقتی فرزند بعدی نیامده، بسیار راضی و خشنود هستند. اما به محض ورود فرزند بعدی، آنها احساس خطر و ناامنی می کنند و حس می کنند که دیگر مرکز توجه نیستند بخاطر همین نمی توان توقع داشت که آنها به یکباره فرزند جدید را بپذیرند و با آن کنار بیایند و او را دوست هم داشته باشند. چون در این موقعیت آنها تنها به فکر امتیازات و قدرتی هستند که از دست داده اند و دیگر ندارند. بهمین خاطر ممکن است به پرخاشگری و سرکشی بپردازند. اما در این شرایط نباید از طرف والدین تنبیه شوند چون بیشتر گارد می گیرند و باور می کنند که موقعیت قبلیشان کاملا از بین رفته است. بهیمن خاطر است که در این کتاب آمده هرچه فرزند اول سنش بیشتر باشد راحتتر ورود فرزند بعدی را می پذیرد.

شخصیت فرزند وسط خانواده

فرزند دوم ممکن است احساس کند که گاهی نادیده گرفته می شود. البته طبیعی است که او بعد از یک فرزند دیگری آمده است و شاید پدر و مادر او اشتیاق فرزند اول را برای فرزند دوم ناشته باشند امادر عین حال ممکن است این تنها یک حس بی منطق و اشتباه از طرف فرزند وسط باشد.
فرزندان وسط، به شدت دنبال آرامش هستند و دوست دارند به هر قیمتی شده صلح و آرامش را در خانه ایجاد کنند. آنها کاملا واقعیت گرایانه به زندگی نگاه می کنند و درعین حال باسیاست رفتار می کنند. بخاطر اینکه بدنبال آرامش هستند همه او را دوست دارند چون فرد خوش رو و خوش برخوردی است و شخصیتی انعطاف پذیر دارد و به مشکلات از همه سو نگاه می کنند و در حل آن بسیار تلاش می کنند تا بلخره به مشکلات فائق شوند. این فرزندان دوست دارند که همه را خوشحال کنند تا همه او را دوست داشته باشند و زمانی که با او هستند حساس رضایت و شادمانی داشته باشند. البته اممکن است این ویژگی در آنها به حدی برسد که آنها را به فردی وابسته تبدیل کند. از طرفی می توانند از خانواده جدا باشند و حمایتهای دیگری غیر از خانواده را جذب کنند.

فرزندان دوم خانواده، هیچوقت موقعیت فرزند اول با آنهمه قدرت را تجربه نمی کند حتی اگر فرزند بعدی هم وارد جمع خانواده شود او احساس خطری نمی کند چون از ابتدا جایگاه خاص و بالایی مانند فرزند اول نداشته است. البته گاهی ممکن است نسبت به فرزند اول احساس ضعف شدیدی کند و حس کند در هیچیک از موقعیت های فرزند اول مانند او موفق نخواهد بود اما درکل فرزندان دوم انسان های خوش بین تری هستند.

شخصیت فرزند آخر خانواده

فرزندان آخر، افرادی سلطه پذیر و حامی و پشتیبان خواهند بود. این فرزندان افرادی جذاب و اهل هنر و مهارت خواهند بود که در کارهای فروش و تبلیغات موفق خواهند بود.
فرزند آخر دچار شوک و ضربه از ورود فرزند دیگر نمی شوند. آنها معمولا عزیز و دوست داشتنی قلمداد می شوند و توجه بسیاری از پدر و مادر و خواهر برادر بزرگتر خود دریافت می کنند. همچنین چون موفقیت های خواهر برادر خود را شاهد هستند، احساس می کنند باید از خواهر برادر خود بهتر باشند و از آنها جلو بزنند، درنتیجه خیلی زود پیشرفت می کنند و بهمین خاطر در بزرگسالی افرادی می شوند که در کارهای خود انسان هایی موفق خواهند بود. البته ناگفته نماند که فرزندان ته تغاری ممکن است بخاطر توجه و لوس شدن بسیار، برعکس انسانهای خودشیفته ای شوند که احساس بزرگی و برتری نسبت به دیگران داشته باشند و در بزرگسالی کاملا انسانهای ناموفقی شوند.

شخصیت فرزند اول، وسط و آخر خانواده

 

شخصیت تک فرزندان

بنا بر مطالب این کتاب، فرزندان آخر افرادی هستند که شخصیتی بسیار کامل دارند و می توانند انسان های بسیار موفقی باشند. این فرزندان چون انتظارات و توقعات بسیاری از پدر و مادر خود تحمل کرده اند افراد صبوری خواهند شد و دارای اعتماد به نفس ایده آل خواهند بود حتی نسبت به فرزندان اول نیز بیشتر. البته برخی ویژگی های این افراد نیز مثبت نیست مثل کمال گرا بودن، انتقادناپذیری و پرتوقع بودن، کینه ای بودن و اینکه اشتباهات خود را نمی پذیرند نیز جزو خصوصیات اصلی و آشکار آنها می باشد. همچنین این افراد دارای روحیاتی حساس و شکننده می باشند.

شخصیت فرزندان دوقلو

شخصیت فرزندان دوقلو نیز همانطور که حدس می زنید چون تمام محبت ها و توجهات را به یک اندازه دریافت می کنند ، در اغلب موارد مشابه هم می باشد.

و در آخر می توانید درباره والدین کنترل گری که تجاوزگران روحی و روانی فرزند خود هستند بیشتر بدانید

برگرفته از کتاب ترتیب تولد و شخصیت

نویسنده:  فاطمه شعیبی

 


نظرات

فیلدهای ضروری با علامت

    سوال خود را از ما بپرسید